جلد آمریکا اکوادور روزنامه رسانه های آمریکا

جلد: آمریکا اکوادور روزنامه رسانه های آمریکا بین الملل آمریکا انگلیس روزنامه گاردین

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری پسر بد سینما، پسر خوب پرسپولیس , پژمان

 پژمان جمشیدی شماره 10 سابق سرخ ها، نوروز امسال با یک فیلم در سینما و یک سریال نوروزی همه را شگفت زده کرد. او از حال و احوالش در این روزها و سرنوشت فوتبالی

پسر بد سینما، پسر خوب پرسپولیس , پژمان

پژمان؛ پسر بد سینما، پسر خوب پرسپولیس

عبارات مهم : دیوار

پژمان جمشیدی شماره 10 سابق سرخ ها، نوروز امسال با یک فیلم در سینما و یک سریال نوروزی همه را شگفت زده کرد. او از حال و احوالش در این روزها و سرنوشت فوتبالیست بودنش می گوید. .

هفته نامه همشهری جوان، پژمان جمشیدی شماره 10 سابق سرخ ها، نوروز امسال با یک فیلم در سینما و یک سریال نوروزی همه را شگفت زده کرد. او از حال و احوالش در این روزها و سرنوشت فوتبالیست بودنش می گوید.

پژمان جمشیدی حالا در بین آدم های سرسخت سینما و تلویزیون و تئاتر هم به عنوان یک بازیگر حرفه ای پذیرفته شده، البته او جهت رسیدن به این نقطه مواظبت های زیادی از خودش کرده و در هر کاری بازی نکرد و تلاش کرد گزینش های خوبی داشته باشد. از همین روست که در کارنامه اش کارگردانان خوشنامی دیده می شوند. او نوروز امسال یک فیلم پرفروش یعنی «خوب، بد، جلف» را روی پرده داشت و نوروز هم سریال «دیوار به دیوار» را روی آنتن که اتفاقا در هر دوی آنها بسیار خوب بوده و درخشیده هست. درخشش توأمان او موجب شد تا پژمان گزینش اول ما جهت گفتگوی مان باشد. با او سر صحنه سریال قرار گذاشتیم و از هر دری حرف زدیم.

پسر بد سینما، پسر خوب پرسپولیس , پژمان

قصه دیوار به دیوار

چطور سروکله پژمان جمشیدی در یک سریال نوروزی پیدا شد؟

 پژمان جمشیدی شماره 10 سابق سرخ ها، نوروز امسال با یک فیلم در سینما و یک سریال نوروزی همه را شگفت زده کرد. او از حال و احوالش در این روزها و سرنوشت فوتبالی

از این دیوار به اون دیوار فرجه!

پژمان جمشیدی یکی از نقش های کلیدی سریال «دیوار به دیوار» را بازی می کند و با وجود رقبای گردن کلفتی که این سریال در بین دیگر آثار مناسبتی امسال داشت ولی توانست خودش را به عنوان عالی ترین بازیگر ایام عید معرفی کند.

پسر بد سینما، پسر خوب پرسپولیس , پژمان

کم پیش می آید که یک بازیگر هم یک سریال خوب روی آنتن داشته باشد و هم یک فیلم پرفروش روی پرده سینما، در هر دو کار هم نقش مهم داشته باشد. می شود این روزها را نقطه اوج کارتان دانست؟

– بله، فکر می کنم شاید چنین اتفاقی دیگر پیش نیاید؛ یعنی همزمان نه فیلمی را بازی کنم که آن قدر دوستش داشته باشم و نه سریالی به این خوبی داشته باشم. کارگردان های این آثار هم جزء معدود آدم هایی هستند که فیلم طنز خوب می سازند. در کشور ما کار کمدی کم ساخته نمی شود ولی آدم های معدودی هستند که این سبک را خوب در می آورند. حتی خیلی ها فیلمنامه خوبی دارند ولی خروجی کارشان خوب نمی شود.

 پژمان جمشیدی شماره 10 سابق سرخ ها، نوروز امسال با یک فیلم در سینما و یک سریال نوروزی همه را شگفت زده کرد. او از حال و احوالش در این روزها و سرنوشت فوتبالی

سریال «دیوار به دیوار» امسال با استقبال خوبی مواجه شد. البته با توجه به تعداد قسمت هایش معلوم نبود که این سریال هم نوروزی می شود یا خیر. فکر می کردی این سریال در پخش موفق باشد؟

– روزی که جهت بازی در این سریال آدم مطمئن بودم که کار آبرومندی می شود ولی به این فکر نکرده بودم که به عنوان نمونه اگر در نوروز پخش شود، مابقی شبکه ها چه کارهایی پخش می کنند. الان فکر می کنم که اقبال مردم نسبت به این سریال از آثار دیگر زیاد هست، چون خودم مخاطب تلویزیون بودم و تصویر و نوع ساخت کمدی های آقای مقدم را دوست دارم. در کارهای او قرار نیست هر لحظه قهقهه بزنی ولی هر لحظه تعدادی آدم می بینی که هر کدام درگیری ها و تیک های خاص خودشان را در زندگی دارند و تو علاقه مند می شوی که ببینی آینده هر کدام ارزش چه می شود.

پسر بد سینما، پسر خوب پرسپولیس , پژمان

تجربه نشان داده سریال ها برایت خوش یمن هستند و به نظر می رسد عطشی که به شهرت داشتی در بازیگری زیاد پاسخ داده شد تا در فوتبال، این طور نیست؟

– من هیچ وقت عطشی جهت شهرت نداشتم چون سرعت زندگی برایم خیلی زیاد است و همه چیز می گذرد. بعد از فوت مادرم هم که دیگر همه چیز برایم تمام شد. اتفاقا دیروز آماری دیدم که در بین تمام بازیگران سریال های نوروزی در یک رأی گیری سه چهار هزار نفره، من با اختلاف زیادی نفر اول بودم. از من پرسیدند چه حالی داری؟ ولی واقعا خیلی برایم اهمیت نداشت. البته دوست دارم که اول باشم ولی این که خیلی چیز مهمی برایم باشد، نه، این طور نبود.

خب آیا این طور شدید، این وقت ها که به این درجه می رسی به چه چیزی فکر می کنی؟

– خیلی فکر می کنم که دیگر بازیگری نکنم. این همه جنجال و توی سر هم زدن و فحش و حرف و حدیث هایی مثل این که فلانی به دنبال شهرت است و پول داده بازیگر شده است و … را رها کنم تا روسیاهی به آنهایی بماند که پشت سر من حرف زدند و خودم هم به دنبال زندگی ام بروم.

***

گذر از پژمان تلویزیون تا رسیدن به پژمان سینما

پیمان، پیمان، پژمان

اواخر سال 94 که به پشت صحنه «خوب، بد، جلف» سر زدیم، با پیمان قاسم خانی در خصوص اکران فیلمش در نوروز 95 گفتگو کردیم؛ اتفاقی که بعید نبود عملی شود ولی آن اتفاق با 12 ماه تاخیر رخ داد و این فیلم به اکران 96 رسید و توانست وارد کلوب 10 میلیاردی های سینما شود. پژمان جمشیدی هم جهت خلق شخصیت پژمان و هم تفاوتش در دو نسخه از یک مشاور استفاده کرده، پیمان قاسم خانی.

قبل از «پژمان» یک بار در «ساختمان پزشکان» هم بازی کرده بودی؟

– بله ولی نقش خودم را بازی کرده بودم. البته بازی که نکردم؛ یک روز پیمان به من زنگ زد گفت می خواهم ببینمت. رفتم سر لوکیشن سریال گفت بیا این یک بخش کوچک را نوشته ام. یک دقیقه جلوی دوربین بگو. قبلش هم یک بار سر «شب های برره» پیمان من را برد که بازی کنم. گریم که شدم فرار کردم.

چرا؟

– ترسیدم ولی پیمان هر لحظه به من می گفت تو بازیگر خوبی می شوی. راجع به «پژمان» هم این طوری نبود که با این نشانه من را بیاورد و بازیگر کند. ایده را داده بود به تلویزیون و مدیران هم که عاشق ایده شده است بودند از پیمان درخواست کردند جهت عید آن را بسازد. پیمان به من زنگ زد و گفت این ایده را می خواهیم بسازیم. گفتم من کمک تان می کنم. چند خاطره یک خطی برایش تعریف کردم و بعد گفت این را باید یک فوتبالیست بازی کند اگرنه می شود شبیه بقیه سریال ها و خلاصه این طوری بازیگر شدم.

راجع به شخصیت پژمان سریال قبلا گپ مفصلی زدیم، جهت نسخه سینمایی چه تغییراتی دادید؟

– صحبتی که با پیمان قاسم خانی کردیم این بود که این پژمان سریال نیست و حالا دیگر تبدیل به یک بازیگر شده است و مدعی روشنفکری هست، البته در اصل همان آدم ابلهی است که بود ولی تلاش کردیم با پژمان سریال مقداری متفاوت باشد. هر وقت من یک ری اکشن درشت و اضافی داشتم، پیمان به من می گفت پژمان شدی. این کلمه پژمان شدی کلید من و پیمان بود.

نترسیدی با بعضی رفتارها در نقش پژمان مثل میومیو کردن و … به طرفداران تیم پیروزی (پرسپولیس) و به کلیت این تیم بر بخورد؟

– پرسپولیس آن قدر تیم بزرگی است که من اگر گربه هم می شدم اتفاقی جهت آن نمی افتاد. در مورد ناراحتی هواداران هم باید بگویم به طبع هواداری جهت من مهم است که یک کار هنری را بفهمد.

ولی اتمسفر هواداری و فن بودن را بعضی چیزها مثل کار هنری و … نمی تواند عوض کردن دهد.

– من از آنها توقعی هم ندارم. من تلاش می کنم به این آدم ها بفهمانم چیزی که می بینند یک کار هنری است.

برگردیم سر «خوب، بد، جلف»؛ قبول داری وقت خوب اکران هم در دیده شدنش بی تاثیر نبود؟

– مطمئنا شانس هم دخیل بود. پارسال قرار نبود «خوب، بد، جلف» در نوروز 96 اکران شود. این فیلم چند بار تا مرحله اکران رفت ولی دقیقا اتفاقاتی برایش افتاد که من از ابتدا آرزویش را داشتم. از روز اول هر لحظه کلنجار من با پیمان و تهیه کننده این بود که فیلم را بدهیم جشنواره. سال 94 که می ترسید، سال 95 هم که می گفتند مگر شوخی هست. ما هشت، نه ماه تا جشنواره وقت داریم، آیا باید کار را نگه داریم؟ ولی تمام این اتفاقات دست به دست هم داد و فیلم به جشنواره رفت و اکران نوروز را هم گرفت.

***

هنوز هم خیلی ها در دنیای هنر، پژمان جمشیدی را جدی نمی گیرند

می توانم بعد هستم

از همان روزهایی که نام پژمان جمشیدی به عنوان بازیگر مطرح شد و در فیلم های سینمایی، تئاترها و سریال های متفاوت حضور پیدا کرد، مخالفان زیادی داشت. با وجود این که در زیاد کارها حداقل استانداردها را رعایت می کرد ولی باز هم منتقدان سفت و مشکل داشت و خیلی ها اعتقاد داشتند جایش اینجا نیست و باید بازیگری را رها کند. حرف و حدیث هایی که هنوز هم ادامه دارد.

گفتید بعد از پژمان، عده ای نسبت به بازیگری شما گارد گرفته بودند. طبیعتا جهت ورودتان به تئاتر این گاردها محکم تر بوده. چطور با این نگاه ها و مخالفت ها در تئاتر روبرو شدید؟

– خیلی سخت بود. مطمئنم دیگر در تاریخ هم چنین اتفاقی نمی افتد که تا این حد برابر یک نفر بایستند. ولی خب من کار خودم را کردم. دوست داشتم ادامه دهم و ادامه دادم. شاید همین انتقادها باعث شد راغب شوم که ادامه دهم.

با وجود نمایش های نسبتا زیادی که در این مدت داشتید، هنوز هم در میان تئاتری ها پذیرفته نشدید؟

– هنوز هم نه کاملا. من مطمئنم اگر یک روز جایزه عالی ترین بازیگر را هم بگیرم، ته ماجرا می گویند فلانی خیلی بازیگر خوبی است ولی نباید از فوتبال به هنر می آمد.

مثل دیالوگ مجید مظفری در فیلم «خوب، بد، جلف»؟

– بله، ولی زندگی خیلی کوتاه است و هر آدمی حق دارد در زندگی هر کاری که می خواهد بکند. مخصوصا چیزهایی مثل هنر و ورزش که محال است کسی که توانایی ندارد در آنها دوام بیاورد. فوتبال شوخی ندارد، باید بلد باشی، خوب باشی. بازیگری از آن هم سخت تر است چون مخاطبان بیشتری دارد و زیاد هم قضاوت می شوند. فوتبال چیزی تخصصی است و هر کسی نمی تواند راجع به آن نظر بدهد ولی در بازیگری همه متخصص هستند و راجع به آن نظر می دهند. همه فکر می کنند خودشان بازیگران خوبی هستند.

***

نحوه حضور در یکی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما

مانی حقیقی، علی دایی سینماست!

«50 کیلو آلبالو» نخستین تجربه سینمایی پژمان جمشیدی بود که نقش مهم بازی می کرد. تجربه ای که اکران فوق العاده ای داشت و اگر سریعتر از موعد از اکران برداشته نمی شد، احتمالا رکورد بهتری هم به جا می گذاشت. نحوه ورود پژمان جمشیدی به این فیلم هم از زبان خودش شنیدنی است.

عید پارسال هم در سینماها بودی و حضور موفقی با فیلم مانی حقیقی داشتی. کار کردن با او سخت نبود؟

– در مورد مانی حقیقی و همکاری با او باید بگویم که ابتدا از حضور من در «50 کیلو آلبالو» چندان راضی نبود.

مثل همان نارضایتی که در فیلم «خوب، بد، جلف» دارد؟

– نه در آن حد البته. داستان این طوری بود که آخرهای بهمن پارسال سروش صحت به من زنگ زد و گفت که «می خواهم سری تازه شام ایرانی را بسازم. تو و سام باشید و دو نفر دیگر هم اضافه می کنیم.» من چون با سروش رودربایستی داشتم، نتوانستم بگویم نمی خواهم در این کار بازی کنم. رفتیم دفتر آقای محمد شایسته. آقای شایسته را از قبل می شناختم. از زمانی که همراه مهرداد میناوند و نیما نکیسا یک موزیک جهت جام جهانی خواندیم. به خاطر همان آشنایی به او گفتم نمی توانم به سروش بگویم، من نمی آیم.

پس ارتباطی که با تهیه کننده «50 کیلو آلبالو» داشتی باعث شده است به این پروژه بپیوندی؟

– چند ماه بعد در ویلای احسان خواجه امیری بودیم و داشتیم پلی استیشن می زدیم! بین کل کل شدیدی که داشتیم دیدم آقای شایسته چند بار زنگ زده. این اتفاق چند ماه بعد از اتمام شام ایرانی بود. گفت بیا دفتر ما جهت فیلم «50 کیلو آلبالو». من شنیده بودم که آقای شاه حسینی تیمش را بسته ولی محمد شایسته گفت همه چیز عوض شده است و مانی حقیقی کار را می سازد.

تعجب نکردی از این جابجایی؟

– چرا، گفتم یعنی مانی حقیقی گفته من در کارش بازی کنم؟ خلاصه به دفتر آقای شایسته رفتیم و آقای حقیقی با من آمد توی اتاق در را بست و گفت جهت حضور من در کار دوتا شرط دارم، یکی این که پیمان قاسم خانی نخواهد کارش را شروع کند (چون با هم دوست بودند و من می گفتم باید بروم سر کار پیمان) و دو این که خودش با یک نفر دیگر هم صحبت کرده و از بین ما دو نفر یکی را گزینش می کند. من هم گفتم هر طور راحتید و بعد از جلسه به آقای شایسته گفتم که من دوست دارم از ابتدا صددرصد باشم و اگر مرا نمی خواهد نمی آیم. بعد از دو سه روز خود آقای حقیقی زنگ زد و گفت بیا.

شخصیتی را که در آن کار بازی کردی، دوست داشتی؟

– هنگامی که فیلمنامه را خواندم، عاشق کاراکتر مانی شدم. خود آقای حقیقی هم آن شخصیت را خیلی دوست داشت. زیاد بازی هایم هم با خود ایشان بود و کلا نتیجه کار خیلی باحال شد.

خود آقای حقیقی از بازی ات تعریف خاصی نکرد؟

– آقای حقیقی این مدلی نیست ولی رابطه مان با هم خیلی خوب بود. من هم قبل از این که سر کار بروم، تصور دیگری از مانی حقیقی داشتم ولی با او خیلی حال کردم.

یعنی به عنوان نمونه اخلاقش شبیه علی دایی است؟

– بله، شاید. همکاری ام با او تجربه فوق العاده ای بود. «50 کیلو آلبالو» را خیلی دوست داشتم و هیچ وقت از حضور در آن پشیمان نیستم.

***

پژمان جمشیدی پرسپولیسی بودنش را پنهان می کند تا طرفداران تیم استقلال را هم داشته باشد؟

به سرخ ها خیانت نکردم

جمشیدی از آن دست بازیکنان فوتبال بود که نه آن قدر حاشیه داشت که به خاطر آنها نامش سر زبان ها بیفتد و نه آن قدر گلزن بود که به این خاطر همه او را بشناسند ولی با وجود این در وقت حضورش در ترکیب پرسپولیس و بعد هم تیم های دیگر هر لحظه عرقش به قرمزپوشان را حفظ کرد ولی هواداران تیفوسی پرسپولیس معتقدند که او بعد از بازیگر شدنش تلاش کرده ور قرمزش را کمتر نشان دهد تا مخاطبان آبی اش را ناراحت نکند. وحید سعیدی به عنوان وکیل مدافع تیفوسی ها این قضیه و البته یک دلخوری دیرینه را با جمشیدی در میان گذاشت.

ذهنیت خیلی از طرفداران پرسپولیس نسبت به شما خراب است.

– به خاطر علی پروین؟

بله، وقت بگوویچ و آن گروه هفت نفره معروف که نگذاشتند تیم قهرمان شود.

– خیلی وقت گذشته، حدود 14 سال. من اگر این همه مدت به یک نفر در زمینه ای شک داشته باشم، زنگ می زنم و پیدایش می کنم و می گویم من راجع به تو این طور فکر می کنم و برایم توضیح بده. این تفریح یا شغل من نبود، فوتبال زندگی من بود، جهت همین شوکه می شوم هنگامی که این حرف ها را از شما می شنوم. من فوتبال را با این حرف ها عوض نمی کنم. آیا باید لذت بازی جهت پرسپولیس، گل زدن جهت این تیم و لذت قهرمانی را جهت این که یکی است و یکی نیست، خراب بکنم؟

پس می خواهی بگویی این حرف ها حقیقت نداشته؟

– اصلا این طوری نیست. به روح مادرم این طوری نیست. دیگر روح مادرم تهش هست. می بینی چقدر بد است؟ گذاشتی 15 سال این ماجرا در ذهنت بماند و با همین ذهنیت زندگی کردی. اصلا این طوری نیست. بگوویچ قدرت حفظ پرسپولیس را نداشت، اگر داشت بازیکنان بزرگ ما در رختکن دعوای ارزش نمی شد. من قبول دارم که طرفداران علی پروین خیلی شانتاژ می کردند ولی من حتی یک بار هم با علی پروین حرف نزدم. با این که عاشقش بودم، جهت من پرسپولیس نهایت همه چیز هست. علی پروین، عابدزاده، کریمی، باقری، اینها همه رفتنی هستند. من از بچگی عاشق پژمان بودم. همین سکویی که شما از آن صحبت می کنید، برایشان مهم هست. جهت آنها کریمی با جباری تفاوت می کند، در حالی که اشتباه هست. آیا باید تفاوت کند؟

همان سال من بازی پاس و پرسپولیس را در استادیوم بودم و همه چیز را از نزدیک دیدم.

– در مسابقه ای که 3-1 شد، من در زمین نبودم. نیمه دوم آمدم ولی این که فکر کنی کاری کرده باشند. در مورد خودم که کاملا اشتباه است و اتفاقا بگوویچ خیلی اشتباه کرد که این طور فکر کرد. در مورد شروعش هم بعدها روزنامه ها آن موج را راه انداختند، من که آدم بی سوادی نبودم. از اولش می دانستم چه کسی کجا می رود و هیچ وقت هم سینه چاک علی پروین نبودم. از اول یک ارتباط مربی – بازیکنی داشتیم ولی آن موقع ارتباط روشنفکر و بی سواد نبود که بعدا این حرف ها رو شد که عده ای می خواهند پرسپولیس را از عقب ماندگی نجات دهند و به علم روز دنیا نزدیک کنند و اینها نمی گذارند. اصلا این نبود. ماجرا جنگ بین یک پیشکسوت بود با یک آدمی که هیچ چیز از فوتبال نمی داند و او را مدیر کلوب کردند ولی هیچ کس از این منظر به آن نگاه نکرد، ما فقط پشت پیشکسوت پرسپولیس ایستادیم، همین.

پس آیا برگشتی؟

– ما هفت تا بودیم. گفت من، کریم باقری – پژمان جمشیدی –، جباری، خان محمدی را می خواهم بقیه را نمی خواهم، رضایتنامه آنها را دادند. من از کره جنوبی برگشتم یک هفته از لیگ گذشته بود. با فجر بازی داشتیم، من بدون رضایتنامه بودم یا باید برمی گشتم پرسپولیس یا باید فوتبال را کنار می گذاشتم. ما تا روز آخر نقل و انتقالات زورمان را زدیم، با خود علی آقا هم صحبت کردم. گفت چاره ای نداری، باید بروی. خدا را شکر که بعدا اتفاقاتی افتاد که متعصب و غیر متعصب همه معلوم شد.

ماجرای بازی پاس که می گفتند به علی پروین راپورت دادند و گوشی تلفن همراه در رختکن روشن می کنند و … چطور؟

– چرت و پرت هست. من یک پرسش دارم، رئال مادرید ارنجش را به عنوان نمونه بارسلونا بداند، می تواند یک کار دیگر بکند؟ اینها همه حرف و حدیثی بود که آنها می ساختند. من می گویم به روح مادرم علی پروین را کلا یک سال ندیدم. با علی پروین چه کار داشتم؟

پس آیا آن تیم نتیجه نمی گرفت؟

– به خاطر این که 100 تا سلطان در یک حریم نمی گنجند. همه مدعی بودند. بعد خود بگوویچ هم می آمد طرف علی دایی را می گرفت، آنها ناراحت می شدند. اسدی را که اخراج کردند، اصلا اندازه این حرف ها نبودند بخواهند چنین کاری بکنند. بعد من اصلا اگر مربی یک تیم باشم، کلمه راپورت را به کار نمی برم. یعنی من این قدر آدم ضعیفی هستم که ارنجم را حریف بداند، ببازم؟ اصلا حریف می دانست، دقیقه 10 عوض می کرد. فوتبال امروز مگر این جوری است؟

فوتبال امروز نبود، سال 82 بود.

– 82 هم همین بود. وقت دهه 60 علی پروین ارنج اصلا عوض می شد؟ پاس اصلا سالی که قهرمان شد تاکتیکش را عوض کرد؟ اینها بهانه و شایعه است.

یعنی آه ما می گرفتت؟

– آه تو اگر درست بود می گرفت. یک انرژی هایی در دنیا هست.

بالاخره آه ماست دیگر، ما در این سرما می رویم در استادیوم می نشینیم…

– اشتباه داری آه می کشی، نمی شود خدا بگوید حالا چون فرزند خوبی هست، در سرما رفته استادیوم، آهش بگیرد (خنده) حالا من توضیحات کامل دادم و اصلا نمی خواهم اسم ببرم.

همان بازی که اخراج شدی؟

– نه، بعدش دوباره برانکو دعوتم کرد با اوکراین بازی کردیم.

***

چرا هنوز این پرسش راجع به پژمان جمشیدی وجود دارد

فوتبالیست یا بازیگر؟

پژمان جمشیدی سال های زیادی را دنبال توپ فوتبال دوید ولی در مستطیل سبز خیلی محبوب نشد. البته این طور هم نبود که بازیکنی خنثی باشد ولی به اندازه کسی که پنج سال در پرسپولیس بود و سابقه بازی و گل ملی هم داشت، به چشم نیامد ولی انگار شانسش در زمینه بازیگری بهتر است و خیلی سریع پله های ترقی را طی کرده است.

شما نزدیک به چهار سال است که بازیگر هستید. به نظر می رسد میزان تاثیرگذاری شما در این چند سال از آن دورانی که فوتبالیست بودید زیاد شده، اینطور نیست؟

– پیدا کردن راه و چاه در ورزش جهت من خیلی سخت تر بود. من در فوتبال خیلی تلاش کردم و خیلی راضی ام. با وجود این که در یک خانواده فرهنگی بزرگ شدم، پدرم و مادرم هر دو معلم بودند، من ورزش را گزینش کردم. البته پدرم ورزشی هم بود. مدیر هیئت کشتی و یک دوره هم مدیر هیئت کوهنوردی کرج بود ولی با وجود این، فوتبالیست شدن یک مقدار سخت بود.

خودتان فکر می کنید آیا در فوتبال تا حدودی عقب ماندید و به قله های این ورزش نرسیدید؟

– علت این که من در فوتبال مقداری عقب ماندم درسم بود. من اگر زمانی که سربازی را می فروختند، آن را می خریدم هیچ وقت از پرسپولیس نمی رفتم چون من هر لحظه بازیکن بی حاشیه ای بودم، جهت همین نیازی نبود از پرسپولیس جدا باشم. همین سربازی باعث شد که به پاس بروم.

ولی با وجود سال های نسبتا زیادی که در پرسپولیس بودید ولی محبوب سکوها نبودید.

– محبوب شدن روی سکو چیز دیگر هست. جهت من این که محبوب مربی باشم کافی بود. سکو هم فقط جایگاه 36 (استادیوم آزادی) نیست. روی سکو آدم های زیادی هستند. البته آن طوری هم نبود که من اصلا محبوب نباشم. من سال اولی که به این تیم آمدم قهرمان شدیم. در همه پست ها نیز بازی کردم. در تاریخ پرسپولیس کسی به اندازه من نمی تواند ادعا کند که در تمامی پست ها بازی کرده باشد. من دفاع آخر، فوروارد، دفاع راست، پیستون چپ، هافبک وسط و … بازی کردم.

اما با وجود همه این مشکل ها به آن شهرتی که این روزها دست یافته اید نرسیده بودید.

– مگر می شود پنج سال در پرسپولیس بازی کنی و به شهرت نرسی؟ در وقت ما یکسری لژیونر شدند و سد بزرگی را رد کردند. زمانی که من نوجوان و جوان بودم، اصلا لژیونر شدن و این که یک نفر برود بایرن مونیخ بازی کند چیز دور از ذهنی بود، جهت همین سقف آرزوی نوجوان وقت من این بود که برود در تیم ملی بازی کند ولی جالب است که من شماره هایی که دوست داشتم هم در تیم محبوبم پوشیدم. در این حد هم به خودم وفادار بودم ولی شاید اگر جور دیگری فکر می کردم، لژیونر می شدم یا مدت زمانی که در تیم ملی حضور داشتم زیاد می شد.

با توجه به این که هر دو حرفه فوتبال و بازیگری را تجربه کردید، فضای شب های اردو جهت مسابقه های حساس را زیاد دوست داشتید یا فضای پشت صحنه کارهای هنری را؟

– من هر لحظه گفتم با فوتبال و فضای آن زیاد حال می کنم. فوتبال جهت من یک علاقه بی تکرار است که شبیه به هیچی نیست. در تمام دوران خوش زندگی ام فوتبال بازی کردم. هر وقت یادم می آید؛ در حال فوتبال بازی کردن بودم. فوتبال برایم تکرار نشدنی است.

واژه های کلیدی: دیوار | سریال | سریالی | بازیگر | فوتبال | بازیگری | بازیگران | پرسپولیس | پرسپولیس | فوتبالیست | مانی حقیقی

پسر بد سینما، پسر خوب پرسپولیس , پژمان

پسر بد سینما، پسر خوب پرسپولیس , پژمان


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs